![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته اوّل اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته دوم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 هفته سوم دی 1384 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 جستجو
پیوندها
:: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
سکوت تلخ
سکوت سرشار از ناگفته هاست لادن فروهر ناشنوای هنرمند ¸.•**•.¸ღ♥ღرقص عشقღ♥ღ¸.•**•.¸ دانلودعکس و آهنگ های خفن فیلتر شکن نامحدود عاشقانه پارسایان پردیس عشق موزيک و برنامه و عکس دانلود-عکس-ساخت لوگو-کد جاوا عشق من من و تو با هم انجمن جوانان زنده رود هجوم تنهايي Avayeman یک فرشته ود گل و موزیک ونرم افزارو......دانل کوچه عشق پاک و بی نهایت نغمه ی اشک مرا گوش خدا میشنود عکس های بکس فضول گریه موبايل كده غم توی چشمات چه غریبونه نشسته تمام پیوندها آمار وبلاگ
|
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي ![]() معراج فنا ![]() در کوی محبت به وفایی نرسیدیم رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم شفیعی کدکنی |+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در شنبه سیزدهم آبان 1385 ساعت 9:21
به نام او كه زيباست
اينجا من هستم؛ سکوتي محض
سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرهگي خاليتر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي من هستم و سازي مبهم اينجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور من هستم و يکرنگي شکستهام اينجا در شهري دور من ماندهام به انتظار هر لحظه که ميايي در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ که سينهام را هر آن ميدرد اينجا من ماندهام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است من هستم سيمايي شکستهتر از هميشه اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان مشکي تو حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند |+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در شنبه سیزدهم آبان 1385 ساعت 9:19
«برگ و عابر»
نگاهم میکنی!نامهربان اماچرا دیگر؟ از اینجا میروم،گویا نمی خواهی مرادیگر نگاهت روبه سردی رفت،من هم میروم گرچه برایم سخت باشدباوراین ماجرادیگر قصّۀدلتنگی من،نازنین بگذار وبگذر بگذرازمن روبه سوی گرمی آغوش دیگر عابر تو ،عابری تو، اندرین پاییز،برگم بر تنم گامی نه،تردم ونزدیک مرگم برتن نمناک کوچه،خش خش پایت شنیدم خسته ورنجورخودرازیرپاهایت کشیدم این دل پاییزی ام رازیرپاهایت ندیدی آه ازعشقت کشیدم،جزجفاازتوندیدم نازنینم بگذرازمن،کزمن وازماگذشته دست بی رحم زمانه،اینچنین برمانوشته قصُۀ دلتنگی من نازنین بگذاروبگذر بگذرازمن روبه سوی گرمی آغوش دیگر |+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در شنبه سیزدهم آبان 1385 ساعت 9:16
|