تبليغاتX
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي
راز عاشقی...
هـــــــــمه می گن عاشقی واسه يه لــــحظه ست
 
اما من خوب می دونم اين عاشقی پر از ستاره ست
 
ايــــــــن همه نقــــش کبـــــوتر روی قــــالی دلامون
 
چــــــند تا اشـــک عـــاشقونه واسه مرهم چشامون
 
می گه دل بـــــــرای عشقش صد هــــزار بهونه داره
 
تـــــوی حـــنجره صـــــــــدای درد عـــــــاشقونه داره
 
صــــــدای هق هق عاشق مث ساز يک تـــرانه ست
 
پشت پنجره يه بغض بی صـــدا و بی نشـــــونه ست
 
آره عاشــــقی يـــــه جرم واســـه مــــــوندن و نرفتن
 
رســـــــــم عــــــاشقی يـــــــه راز مث پرواز و پريدن
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:12 |

عکسی از عشق...
زمزمه ی يواشكی تــو گـــــوش من خــــونه داره
 
بــــــدون برای شـــعر من،هــــزار بهونه می ياره
 
رنــــجيده اين دلم واســــــه،نگاه سنگين چشات
 
اسير شده قـــــلب و دلـــم برای اين سوز صدات
 
غزل غزل غــــــم می ريزه از اين چشای مهربون
 
صـــــدای خشم دلــــــمون مثل صـــدای آسمون
 
می خوام ببينم عــكسی از نشونه های عاشقی
 
شــــعری بخونم از تـــــو و از اين گل های رازقی
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:11 |

مسير ترانه...
خســــــــــــــته شدم از اين هــــمه دلواپسی
 
از اين همه ماتم و درد تو جاده های بی کسی
 
خدا کنه که راهمون زود برسه به عــــــاشقی
 
به لحظه های خوبمون،خنده های يـــــواشکی
 
می خوام نميره دلمون توی مســـير بی نشون
 
نگاه کنه اشـــــکامونو هـــمســـفر هميشمون
 
بخونه صد تــــــرانه از قشنگترين خـــــاطره ها
 
بغض شو فـــــــرياد بزنه تا بشــــکنه فاصله ها
 
آره می خوام غم نباشه تو فصل عـــاشقونمون
 
يه عـــــالمه شادی باشه تو آسـمون دلــــمون
 
   Image hosting by TinyPic
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:10 |

تنهای تنها...
چـــــــند روزی من گذشتم از خيال عاشقی

 
ماتم و غــم را نهادم بر ســـــــکوت عاشقی
 
بی کس و تنهای تـنها مانده ام بی عشق تو
 
باز هم در ســــر نگاهت بود و مــهر عاشقی
 
 
 
 
 
 
 
Image hosting by TinyPic
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:9 |

از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون
جا هست اجازه فرود مي
خواستم. اجازه هست؟
************
شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد
.اما کسي را که با او
گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد
************

غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي
شادي کن تا غم بيدار نشود
************

يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ
بياموزد : ۱- شاد بودن
بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا
کردن آنچه با تمام وجود
مي خواهد
************

هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا
محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود
************

دل آدمي بزرگتر از اين زندگي است و اين، راز
تنهايي اوست
************

اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با
يک تبسم عاشقتان شود
************

همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد
بدانيد که هنوز به نقطه پايان
نرسيده است
************

همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم
دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني
چطور ازت بگذرم؟
 

************

احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران در
امان باشي . چنين کاري غير
ممکن است . فقط سعي کن از اشتباهات خودت در
امان باشي
************

ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا
لگدمال کنيد، اما محال است
بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد

************
نردبان اين جهان ما ومنيست عاقبت اين نردبان افتادنيست لاجرم آن كس كه بالاتر نشست استخوانش سختر خواهد شكست
************
به چشمان خود هم غمت را مگو که ميگريد و سر نگه دار نيست
************
دوستي ازدواج روح است درآن طلاق وجدايي جايز نيست.
************

از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است.

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:8 |

سپر هراس من

یه نفر بین دو اینه س که خودش رو دوس نداره
دنبال یه اسم تازه س یه شکفتن دوباره
یه نفر بین دو اینه س صورتش براش نقابه
 خنده هاش براش غریبه س غصه هاش صد تا کتابه
نگاه کن ! طنین اینه نبض انعکاس من نیست
پیرهن سرخ ترانه سپر هراس من نیست
یه نفر بین دو اینه داره فریاد می زنه
 میگه جادوی شب رو کدوم ترانه میشکنه ؟
من رو از پیله رها کن ! اینه شکستنی نیست
بگو به کویر سربی ‚ راه دریا بستنی نیست
نمیشه جاده ی موج رو با ستون ماسه سد کرد
 باید این خاطره ها رو از پل ترانه رد کرد
باید از ستاره پرسید رمز بیداری نور رو
باید از ترانه پر کرد ‚ کوچه های سوت و کور رو
یه نفر بین دو اینه داره فریاد می زنه
 میگه جادوی شب رو کدوم ترانه میشکنه ؟

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:8 |

همه دوستان گلم... اميدوارم هر جا هستيد...شاد باشيد

يك شعر زيبا از مريم حيدرزاده:

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
من نباشم
من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
 کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
 راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
 من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
 کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
 من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
 راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
 واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
 من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
 با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
 منت چشماتو می کشه فقط به این امید
 که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
 کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
 واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
 من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
 کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
 من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
 با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
 تو تو هر هوایی باشی ،‌ باز تو دنیات می مونه ؟
 من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
 من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
 با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
 تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
 کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
 من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
 کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
 من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
 ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
 کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
 من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
 کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
 من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
 همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
 من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
 هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا ‌زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
 کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
 کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
 با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
 من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
 دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
 کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
 من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
 هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
 کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
 انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
 من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
 اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
 اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
 نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
 من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
 از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
 بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
 بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
 من میام گذشته رو می دم دس آب روون
 بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
 من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
 اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
 بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
 نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
 من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
 ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
 هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
 عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ،‌ باید خودت بگی بیا
 تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
 دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ،‌ رنگ دلامونم سیا
 من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن
 دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
 من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
 اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:6 |

به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد...
 
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .
ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن‌که خدمت جام جهان‌نما بکند

طبیب عشق مسیحا دمست و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت
حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 16:2 |