تبليغاتX
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي

 

در خیالت مثل من پرواز کن           تو خود عشقی مرا آغاز کن

سرزمین آرزوهایت کجاست ؟              آمدم در را برویم باز کن

 
با من از باران و از شبنم بگو              عشق را با قلب من دمساز کن

عشق تو یک اتفاق ساده نیست               آن را برایم آغاز کن

 

                   

در خواب ناز بودم یک شبي . . . ديديم کسي در

  مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم

 

است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم

 

بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر

 

 شب به من سر مي زند

 

 

 
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت 21:20 |

اگر دنياي ما دنياي سنگ است


 بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
 

اگر دنياي ما دنياي درد است

 

بدان عاشق شدن از بحر رنج است

 

اگر عاشق شدن پس يك گناه است

 

دل عاشق شكستن صد گناه است

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت 21:18 |

تنهایی
|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت 20:40 |

یکی بود یکی نبود... اونی که بود تو بودی . اونی که نبود من بودم.

یکی داشت یکی نداشت... اونی داشت تو بودی. اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم.

یکی خواست . یکی نخواست... اونی که خواست تو بودی . اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم.

یکی بُرد. یکی باخت... اونی که بُرد تو بودی. اونی که دل به تو باخت من بودم.

یکی گفت. یکی نگفت... اونی که گفت تو بودی. اونی که دوستت دارم را به هیچ کس به جز تو نگفت من بودم.

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت 19:42 |