تبليغاتX
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي

دیوانه منم

ای شــــــمع جفا پیشه بسوزانم که پروانه منم

ای ابرو کمان بگیر جانم را که با وصال تو بیگانه منم

مثل تو ظالمی در دنیا نیست و گـــــرنه باور کن

من عاشق او می شدم تا بدانی عاقــل فرزانه منم

زیبایم جام شـــــراب وصالــت را به من بنوشان

تا که خوشـــــــــــکل ها بدانند در دنیا یک دانه منم

دزد شعر نصیبم شد از کلام آن آهوی وحشی

ولی من آن دختر را دوســـت دارم چون دیوانه منم

لیلا اختیار قلبم را در دستان خود گرفته است

و گرنه امروز در دنیا مانند مــــــــجنون افسانه منم

در هر کس که عقل باشد میفهمد چه گفتم

حالا تو بگو که چــــــــــــــــرا عاشق جانانه منم

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 15:6 |

تکه های قلبم را با تو قسمت می کنم.
شاید هیچ اثری
براین سرمای زمستانی نداشته باشد؛

اما.......


برای لحظه ای می تونی ،گرمای عشق
واقعی را
در دستانت حس کنی

Click for Full Size View

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 14:46 |

گفتم : اگه يه روز بميرم چه كار مي كني؟

گفت:حتي فكرشم نمي تونم بكنم. حالا مدت هاست

من بدون عشق اون مرده اي بيش نيستم و اون چه

راحت از گورستان عشق من مي گذرد.

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 14:30 |

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟

آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟

دیدمش امروز و دانستم کنون

 او به جز من ، من به جز او نیستم

|+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 15:47 |