بگذار بميرم كه دگر همسفري نيست - در سينه من فرصت عشق دگري نيست-بعد از تو دلم عرصه تكرار بلا بود-آري دگر از عشق دراينجا خبري نيست
قفس داران غرورم راشكستند ...دل دائم صبورم راشكستند...به جرم پا به پاى عشق رفتن...پر و بال عبورم را شكستند
کلاس عشق ما دفتر ندارد.شراب عاشقی ساغی ندارد بدوگفتم که مجنون تو هستم هنوزآن بی وفا باور ندارد
دوستان به خدا بی وفایی نکنید، با عاشق دل سوخته جدایی نکنید، یا آنکه وفا کنید تا آخرعمر،یا آن که از اول آشنایی نکنید.
|
+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 9:31
|