دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي
حالا که پابند تو هستم...

حالا که پابند تو هستم می گریزی پابند لبخند تو هستم می گریزی
با خنده هایت زندگی می آفرینی تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی
از بوسه پرهیزم نمودی با غصه لبریزم نمودی
بارون غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده
می گریزی می گریزی
روزی تو زمن گر جدا بشوی با غیر دلم آشنا بشوی
بی وفائی بی وفائی
حالا که پابند تو هستم می گریزی پابند لبخند تو هستم می گریزی
با خنده هایت زندگی می آفرینی تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی
از بوسه پرهیزم نمودی با غصه لبریزم نمودی
بارون غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده
می گریزی می گریزی
روزی تو زمن گر جدا بشوی با غیر دلم آشنا بشوی
|
+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در جمعه یکم آذر 1387 ساعت 16:56
|