دنــــيـــــاي دلــــتـــنـــگـــي
دنياي دلتنگي

سالها بود تو را مي کردم همه شب تا به سحرگاه دعا ! ياد داري که به من ميدادي؟ درس آزادگي و مهر و وفا؟همه کردند چرا من نکنم؟ وصف روي گل زيباي تو را ! تا ته دسته فرو خواهم کرد خنجر خود به گلوگاه نگاه ! تو اگر خم نشوي تو نرود قد رعناي تو از اين درگاه
|
+| نوشته شده توسط میثاق وجدانی در جمعه یکم آذر 1387 ساعت 17:11
|